هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
646
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
از اينجا تا بلدهء قم 5 فرسخ است . از اينجا گنبد مطهر « براق » و « نمايان » بود . [ مصراع ] سلسله شوق را سلسله جُنبان رسيد . اين غزل در آنجا ثبت شد : لمؤلّفه چه خوش باشد اى دوستان آشنايى * كليدى است از بهر مشكلگشايى دلم تيره بود از غم دهر ، ليكن * چو شد آشنا يافت بس روشنايى گمانم نبود اينچنين سخت جانى * كه من زنده مانم به روز جدايى چو دنيا ندارد وفا ، ترك او كن * مياموز از او شيوهء بىوفايى دو روز است شاهى ، سيّم روز مردن * در آن دم ، چه شاهى ، چه فقر و گدايى ز نقش خوش بالِ طاووس بگذر * بينداز خود را به ظلّ همايى هُما را نبينى و ليلى طلب كن * كه شايد نصيبت كند رهنمايى علايق چو بحر است و آمال ، موجش * از اين بحر نبود كسى را رهايى نظام ، ار دلت بسته بر مال و جاه است * مكن پيش ارباب دل خودنمايى اگر سوز عشقت نباشد ، چه حاصل * تو را زين همه زهد خشك و ريايى رهايى ندارى از اين دام هرگز * مگر باشدت يار ، فضل خدايى منزل چهارم : دار الايمان قم شب شنبه ، [ 11 رمضان 1301 ه . ق . ] به يارى خدا ، دو ساعت از شب رفته ، حركت كرده ، 4 ساعت به دسته مانده ، به قم رسيديم . اولا خانهء آقا سيد احمد خادم ، پهلوى قبرستان بزرگ ، منزل شد . روز شنبه هوا چنان گرم بود كه خواب ممكن نشد . لهذا شب يكشنبه ، دوازدهم ماه [ رمضان 1301 ه . ق . ] را از آنجا تغيير داده ، به قلعه متولى آورد . آنجا حوض و عمارتى دارد و به روضهء مطهره نزديك است . صبح و شام ، به حمد اللّه به زيارت مواظبت داشت . چون در مشاهد مشرّفه شهرت و معروفيت به عقيدهء داعى قلب انسان را مريض و مشغول مىكند ، آزادى دل و آزادگى در اين است كه حتى المقدور شخص با ديگرى سروكارى نداشته باشد و به حالات او ديگران متوجه و ملتفت نشوند ، تا شخص به